تبليغات X
سرگرمی & اموزشی

سرگرمی & اموزشی
اموزشي*ترفند*کامپيوتر*مقاله*شعر*مذهبي*زندگينامه*و...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


سلاممممممممم

سلام دوستان گلمممممممممممممم

نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ چهارشنبه 3 شهريور 1389 - 07:54 | نظر شما [0] | لينک ثابت


سوره کافرون

۱-  امام صادق ( ع ) فرمودند : کسی که سوره « قل یا ایها الکافرون » و « قل هو الله احد » را در نماز واجب خود بخواند او و پدر و مادرش و اولاد آن دو و همه را بیاموزد و چنانچه از اشقیاء باشد نام او را از دیوان آن ها محو کرده در دیوان افراد خوشبخت ثبت فرماید و او را در این جهان سعادتمند گرداند و شهید بمیراند و شهید محشورش فرماید .

 ۲- در حدیث ابی بن کعب است که هر کس سوره کافرون را بخواند مانند آن است که ربع قرآن را خوانده است و مریدان شیاطین از او دور می شوند و از شرک مبرا و از فزع و هول بزرگ در عافیت باشد .

بعد از نماز صبح جمعه ، قبل از طلوع خورشید سوره کافرون را ده بار بخواند و ۱۰۰ صلوات بفرست به این گونه « اللّهم صلّ علی محمّدِ الاُمّی و آله و سلم » هر مراد که داشته باشی حاصل می گردد .

نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ چهارشنبه 4 شهريور 1388 - 03:22 | نظر شما [0] | لينک ثابت


سوره کوثر

1-  امام صادق ( ع ) فرمودند : کسی که در نمازهای واجب و مستحبش قرائت وی سوره «  انا اعطیناک الکوثر » باشد خداوند او را در قیامت از حوض کوثر سیراب فرماید و محفلش با نبی اکرم ( ص ) زیر درخت طوبی باشد .
2-  در حدیث ابی بن کعب است : کسی که سوره کوثر را بخواند خداوند او را از نهرهای بهشت سیراب کند و به او عطا فرماید از پاداش به عدد هر قربانی که بندگان آن را در روز عید قربانی نموده و هر قربانی که اهل کتاب و مشرکین می نمایند .
گویند اگر خواهی کسی را از خود دورگردانی 9 مرتبه سوره کوثر را بخوان و بجانب او بدم به اختیار خود را کج کند و برود .
از برای غنا و توانگری دو رکعت نماز به جهت قضاء حاجت و به نیت اینکه خداوند قادر متعال او را غنی و صاحب ثروت کند روز چهارشنبه 40 بار سوره کوثر را بخواند.

نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ چهارشنبه 28 مرداد 1388 - 11:39 | نظر شما [0] | لينک ثابت


سوره قدر

۱-  امام باقر ( ع ) فرمودند : کسی که سوره « اناانزلنا فی الیلة القدر » را با صوت و آواز بلند بخواند آنکس باشد که در راه خدا شمشیر زند و کسی که آهسته بخواندش مانند آن مجاهدیست که در راه خدا در خون خویش غوطه خورد و کسی که ده بار آن را بخواند خداوند هزار گناه از نامه ی عملش محو سازد .

 

 ۲-  امام صادق ( ع ) فرمودند : کسی که در یکی از نمازهای واجب خویش سوره « اناانزلنا » را بخواند منادی حق ندا در دهد ای بنده خدا ، خداوند گناهان پیشین تو را بیامرزید ، عمل از سرگیر.

ختم سوره اناانزلناه  جهت وسعت وسعت رزق هر روز ۱۰ مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و قدرت خدا را مشاهده نماید . ( منهاج العارفین )

-  هر که این سوره را بخواند چنان است که تمام رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است .

-  هر که این سوره را هنگام داخل و خارج شدن از خانه بخواند شیطان از او دور گردد و نتواند که به او آسیب رساند .

-  هر که این سوره را از حفظ داشته باشد و در خواندن آن مداومت کند گویی تمام علوم را حفظ کرده است .

-  هر کس این سوره را بعد از نماز صبح ده مرتبه و نزد زوال خورشید ده بار و بعد از نماز عصر ده بار بخواند هزار کاتب از فرشتگان را تا سی سال به رنج افکند .

-  هر که ۷  بار بعد از طلوع فجر ، ۷  بار سوره قدر را بخواند ۷۰ صف از ملائکه بر او ۷۰ صلوات بفرستد و ۷۰ بار بر او رحم کنند .

-  حق تعالی هزار ملک آفریند که  ۳۶ هزار سال ثواب برای قاری بنویسد و اگر چنین کند در روز ۷۶ بار این سوره را بخواند پیش از نماز صبح ۷ بار بخواند و بعد از نماز صبح ۱۰ بار ، بعد از زوال شمس پیش از نوافل ۱۰ بار و بعد از نوافل ظهر ۲۱ بار و بعد از نماز عصر ۱۰ بار و بعد از نماز عشا ۷ بار و وقت خواب ۱۱ بار .

-  هر مؤمنی در وضویش این سوره را بخواند از گناهانش بدر آید چون روزی که از مادر زاده شده .

-  هنگام خواب  ۱۱ بار قدر را بخواند که باریتعالی  ۱۱ ملک بر او بگمارد که تا به صبح او را از شر شیطان نگه دارند .

-  هر روز به نیت برآورده شدن هر حاجتی ۳۶۰ بار بخواند .

-  هر که این سوره را ۳۶۰ بار بخواند از برای هر مطلبی و مقصدی انشاء الله بر آورده شود و ختم این سوره به این عدد از برای دفع فقر و روزی و احتیاج و از برای توسعه رزق و توانگری و از برای دین از جمله مجرباتست .

نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ شنبه 24 مرداد 1388 - 11:45 | نظر شما [0] | لينک ثابت


عصمت معصوم چگونه است؟

اشاره:

مساله عصمت پیامبران جزو اصول مسلم اعتقادی شیعیان به شمار می رود و ایمان به کتاب آسمانی و احکام الوهی درگرو باورداشت همین اصل اعتقادی است.

تا آنجا که ذهن تاریخ به یاد می آورد منکران و معاندان ادیان آسمانی به خصوص دین حقّه اسلام، همواره می کوشیدند با تشکیک در این مساله، سلامت رسالت پیامبران را زیرسوال برده و یافته ها ی ایشان در امور وحیانی را بافته خیال، آمیخته ی با نسیان، و پرداخته ی توهمات انسانی بینگارند.  

گذشته از منکران، در میان پیروان برخی ادیان نیزعده ای قایل به عدم عصمت پیامبران بوده وهستند که در این صورت هیچ تضمینی برای صحت و درستی آنچه پیامبران آورده اند وجود نداشته و تنها ملاک آلوهی و فوق بشری بودن محتوای وحی به دست خودشان از دستشان گرفته خواهد شد.

عده ای از همین منکران در زمان حیات امام هشتم شیعیان، علیه السلام، نزد ایشان رفته و با سلاح استناد به آیات قران کریم، شبهاتی طرح کرده و چند و چون این مساله را از محضر ان بزرگ پی جسته اند.

در سلسله نگاره های "پرسمان عصمت" که از چندی پیش آهسته و پیوسته پیشکش محضرتان شده و می شود، اهم سوالات برانگیخته پیرامون این اصل اصیل اعتقادی پاسخ می یابد:

 

سوال اول: آیا شخص معصوم قدرت بر گناه دارد؟

در خصوص چند و چون عصمت حضرات معصومین علیهم السلام، دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است.

به نظر می رسد دیدگاه شیعیان که از آبشخور کتاب و سنت سرچشمه گفته است، وزین ترین و عقلانی ترین انگاره موجود است.

از منظر شیعیان، ماهیت عصمت از مقوله معرفت است و آن عبارت است از بینش و بصیرت خاص معصوم نسبت به ماهیت و اثار ارتکاب فعل گناه، به گونه ای که راه را بر هرگونه نافرمانی الهی از سوی معصوم می بندد اما این نحوه معرفت اگرچه الزام آور است اما جبری نیست.

توضیح بیشتر این نظریه را از نگاه حکیم و فیلسوف برجسته معاصر پی می گیریم:

« دربارهٴ‌ توانایی یا ناتوانی معصوم، بر فعل گناه، اختلاف است. برخی معتقدند که ساختار بدنی و نفسانی انسان معصوم به گونه‌ای طرّاحی شده و ویژگی‌هایی در او به کار رفته است که اقتضا دارد هرگز بر معصیت اقدام نکند. بعضی نیز گفته‌اند که عصمت، قدرت بر طاعت و عدم قدرت بر گناه است.

امامیّه بر این ‌باور است که عصمت، با قدرت بر گناه منافات ندارد؛ یعنی شخص معصوم، قادر بر معصیت است؛ وگرنه استحقاق مدح و ثواب بر ترک معصیت را نمی‌داشت. افزون بر این، ثواب و عقاب در حقّ او بی‌معنا بود، بلکه او باید از محدودهٴ‌ تکلیف خارج باشد؛ حال آن که این گونه نیست؛ زیرا انسان معصوم مکلف است و بر اطاعت دستور خداوند، مستحق مدح است و ساختار بدنی او نیز مانند دیگر مردم است: “قل إنّما أنا بشرٌ مثلکم یوحی إلیّ…” [1]

بنابراین عصمت در نزد امامیه، ملکه‌ای است که انسان با داشتن آن، عواقب دردناک هرگناه و معصیت را با همهٴ‌ وجود احساس می‌کند؛ آن سان که پزشکِ حاذق، فرآیند یک بیماری واگیر و خطرناک و میکرب‌های کشنده را در بدن بیمار می‌بیند و هرگز از نیم خوردهٴ‌ این بیمار نمی‌خورد و با او تماس مستقیم برقرار نمی‌کند و از وی پرهیز کامل دارد و شرایط و لوازم بهداشت را مراعات می‌کند و تا می‌تواند به چنین شخصی نزدیک نمی‌شود.

در جایی که انسان، دست خود را به دهان مار سمّی خطرناک و افعی کُشنده نزدیک نمی‌کند، شخص معصوم در اثر شهود شعله‌های دوزخ از تماس آن جداً خودداری می‌کند. او جهنّم را می‌بیند؛ زیرا به مقام یقین رسیده است (از راه معرفت و عبادت): “کلاّ لو تعلمون علم الیقین * لترونّ الجحیم”[2] و چگونه می‌توان از جهنم مشهود نهراسید.

نتیجه این که از دیدگاه امامیّه، پیامبران و پیشوایان دینی با داشتن ملکهٴ‌ عصمت (که موهبت و تفضّل الهی است)، هیچ گاه گِرد معاصی بزرگ یا کوچک نمی‌گردند؛ هم پیش از بعثت، هم پس از آن، و دامنشان از زمان تمیز و آغازِ ظهور عقل تا پایان عمر، از هرگونه ناپاکی و آلودگی پاک و منزّه و مبرّاست.[3]

----------------------------

1- «الکهف/110» : بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود...

2- «التکاثر/ 6و5»: چنان نیست که شما خیال می‌کنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‌کرد)!* قطعا شما جهنم را خواهید دید!

3- وحی و نبوت در قرآن/ص 238

منبع : تبيان


نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ چهارشنبه 3 تير 1388 - 12:39 | نظر شما [0] | لينک ثابت


ترفند فعال كردن folder option / regedit / task manger


در كل غير فعال شدن اين موارد به دو علت ميتونه باشه : 1- آلوده به ويروس يا تروجان يا بد افزارها و كرمهاي رايانه اي 2- مدير سيستم به خواست خودش اين گزينه ها را غيرفعال كرده.

اگر گزينه دوم باشه كه خوب حرفي نيست مدير سيستم و شبكه اينطور خواسته باشه و اگر مدير شبكه به اندازه كافي موارد ايمني را رعايت كرده باشه نمي تونيد اين گزينه ها را خنثي كنيد يا فعال كنيد.

اما اگر بخاطر آلودگي سيستم باشه براي فعال كردن اين گزينه ها دو راه كار كلي داريد.
اول از طريق سياست ها (policy) و دوم از طريق رجيستري (registery) (راه حل دوم در صورتي كه رجيستري غير فعال نشده باشد قابل استفاده مي باشد)

فعال كردن از طريق سياست ها (policy)
ابتدا به محيط Group policy برويد. براي اينكار در منوي run عبارت gpedit.msc را تايپ كنيد و Ok كنيد. حال پنجره باز شده شامل دو قسمت چپ و راست ميباشد كه در سمت چپ آيتم ها به صورت درختي ليست شده اند كه با كليك روي علامت + زير مجموعه آن باز ميشود و با هر بار كليك روي هر يك از اين آيتم ها زير مجموعه اين آيتم در سمت راست نمايش داده ميشود.

- براي فعال كردن task manager اين مسير را بريد:

User Configuration > Administrative Templates > system >Ctrl+Alt+Del options


حال در پنجره سمت راست گزينه remove task manager را مي بينيد. روي اين گزينه دوبار كليك كنيد و گزينه disable را انتخاب كنيد و سپس ok كنيد.

- براي فعال كردن ابزار رجيستري اين مسير را بريد:

User Configuration > Administrative Templates > system

در اين حالت در پنجره سمت راست گزينه Prevent access to registery tools را مي بينيد. روي اين گزينه دوبار كليك كنيد و گزينه disable را انتخاب و سپس Ok كنيد.


- براي فعال كردن folder option اين مسير را بريد:

User Configuration > Administrative Templates > Windows Components > Windows Explorer

حال در پنجره سمت راست گزينه Removes the Folder Options menu item from the tools menu را دوبار كليك كنيد و گزينه disable را انتخاب و سپس ok كنيد.

حال پنجره Group policy را ببنديد و براي اينكه اين policy هاي كه تغيير داده ايد اعمال شود در منوي run اين فرمان را وارد كنيد:

gpupdate /force

و يا اينكه يكبار سيستم را ريست كنيد.
تمام گزينه هاي فوق فعال ميشوند. اگر تنها يك بخش از موارد فوق را لازم داشتيد فقط براي همان بخش را انجام دهيد.


استفاده از رجيستري براي فعال كردن task manager و يا folder option
اين روش ساده تر بنظر ميرسه و لازمش بهمراه داشتن فايل رجيستري هست. براي اينكار يكبار فايل براي هر يك از دو مشكل بالا فايل رجيستري تهيه ميكنيد و بعد از آن هميشه استفاده مي كنيد. براي اين كار برنامه notepad را اجرا كنيد. يكي از موارد ذيل را كپي و در برنامه paste كنيد و در هنگام ذخيره كردن اسم فايل اختياري اما پسوند فايل بايد reg باشد ( بطور مثال EnableTaskManager.reg براي taskmanger بذاريد)

براي task manager اين 4 خط را كپي و در برنامه فوق paste كنيد:


Windows Registry Editor Version 5.00

[HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\Curre ntVersion\Policies\System]
"DisableTaskMgr"=dword:00000000



رجيستري براي folder option
مثل قبل فايل را ذخيره كنيد:


Windows Registry Editor Version 5.00

[HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\Curre ntVersion\Policies\Explorer]
"NoFolderOptions"=dword:0000000

[HKEY_CURRENT_USER\Software\Policies\Microsoft\Inte rnet Explorer\Restrictions]
"NoBrowserOptions"=dword:00000000

منبع : daneshju.ir

نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ يكشنبه 31 خرداد 1388 - 04:27 | نظر شما [0] | لينک ثابت


چگونه استخوان‏های مان را قوي تر کنیم؟

استحکام و قدرت استخوان‏ها برای حفظ سلامت کل بدن، ضروری است. سعی کنید، عادات غذایی و ورزشی خود را طوری تنظیم کنید که باعث افزایش قدرت استخوان‏هایتان شوند.

 

1- غذاهای غنی از کلسیم و ویتامین D را در برنامه غذایی روزانه خود مصرف کنید.

بهترین غذاها برای تامین کلسیم شامل: شیر و لبنیات، ماهی، بروکلی و سبزیجات برگی شکل سبز تیره هستند.

منابع غذایی ویتامین D روغن کبد ماهی، کره، زرده تخم مرغ، خامه و جگر است .

 

2- غلات و نان سبوس‏دار را همزمان با غذاهای غنی از کلسیم نخورید، زیرا سبوس حاوی ماده‏ای است که به کلسیم متصل می‏شود و مانع جذب آن می‏شود.

 

3- غذاهای حاوی گوگرد را مصرف کنید که بهترین آنها سیر و پیاز است.

 

4- غذاهای حاوی فسفات (اسید فسفریک) را خیلی کم مصرف کنید مثل نوشابه‏های گاز‏‏دار، زیرا فسفات باعث دفع کلسیم از بدن می‏شود.

 

5- غذاهای حاوی پروتئین حیوانی را به میزان کم بخورید مثل گوشت، زیرا مصرف زیاد این نوع غذاها باعث دفع کلسیم از بدن می‏شود.

6- مصرف کافئین را کاهش دهید، مثل چای و قهوه و کاکائو.

 

7- اگر می‏توانید، هر روز ورزش کنید. ورزش‏هایی مثل دویدن، بلند کردن وزنه و نرمش بدنی، برای حفظ سلامت استخوان‏ها، بهتر از بقیه هستند.

 

8- اگر فکر می‏کنید به میزان کافی کلسیم، منیزیم و ویتامین D را از طریق غذاها دریافت نمی‏کنید، می‏توانید از مکمل آنها استفاده کنید.

 

9- غذاهای حاوی سیلیس را مصرف کنید، زیرا سیلیس به جذب بهتر، کلسیم کمک می‏کند. منابع غذایی سیلیس شامل: پوست سیب زمینی ، فلفل سبز، فلفل قرمز، خیار و جوانه حبوبات مثل جوانه لوبیا است.

 

10- گیاهان دارویی استخوان‏ساز را مصرف کنید. یونجه، سبزه ی دانه جو، ریشه گیاه قاصدک، گزنه، جعفری، غوزه گل رز (قسمت گرد پایین گلبرگ‏ها) تعدادی از این گیاهان دارویی هستند. شما می‏توانید دم کرده، تنتور یا قرص این گیاهان را مصرف کنید.

 

تذکرات:

1- در هر سنی می‏توان استخوان‏های سالمی ساخت، ولی اگر در سنین کمتر و جوانی این کار را شروع کنید، شانس بیشتری برای جلوگیری از ابتلا به پوکی استخوان خواهید داشت.

 

2- همیشه قبل از مصرف هر نوع مکمل یا گیاه دارویی با یک پزشک مشورت کنید.

 

3- تحقیقات نشان داده که پیاده روی و دویدن در ساخت استخوان‏های قوی و محکم، موثرتر از بقیه ورزش‏ها هستند.

 

4- اگر هر نوع سوال یا نگرانی در این رابطه دارید، قبل از هر اقدامی با یک پزشک یا متخصص مشورت کنید. اطلاعات بالا نمی‏تواند جای توصیه‏ها و درمان‏های پزشکی را بگیرد.

منبع : تبيان


نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ جمعه 29 خرداد 1388 - 07:03 | نظر شما [1] | لينک ثابت


مناطق ممنوعه شیطان کجاست؟

قلمروی شیطان «تشریع‏» است نه «تکوین‏» یعنی قلمروی شیطان فعالیتهای تشریعی و تکلیفی بشر است و ‏شیطان فقط در وجود بشر می‏تواند نفوذ کند نه افعال او.

قلمروی شیطان در وجود بشر نیز محدود است‏ به نفوذ در اندیشه او و بدن او.

نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است‏ به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن.

قرآن این معانی را با تعبیرهای «تزیین‏»، «تسویل‏»، «وسوسه‏» و امثال اینها بیان می‏کند و اما اینکه چیزی را در نظام جهان بیافریند و یا اینکه تسلط تکوینی بر بشر داشته باشد یعنی به شکل یک قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر مسلط شود و بتواند او را بر کار بد اجبار و الزام نماید، از حوزه قدرت شیطان خارج است.

معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان یعنی اینکه اجبار و الزامی نسبت‏به بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه‏» است و «دعوت‏» است و «تزیین‏» است و «تسویل‏».

 تسلط شیطان بر بشر محدود است‏ به اینکه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد:

إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ (1)

«همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و اتکا می‏کنند تسلطی ندارند تسلط او منحصر است‏به اشخاصی که خودشان ولایت و سرپرستی شیطان را پذیرفته و می‏پذیرند.»

قرآن از زبان شیطان در قیامت نقل می‏کند که در جواب کسانی که به او اعتراض می‏کنند و او را مسوول گمراهی خویش می‏شمارند می‏گوید:

مَا كَانَ لِی عَلَیكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ (2)

«من در دنیا قوه اجبار و الزامی نداشتم حدود قدرت من فقط «دعوت‏»بود. من شما را به سوی گناه خواندم وشما هم دعوت مرا پذیرفته و اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید، خویشتن را ملامت کنید که به دعوت من پاسخ مثبت دادید ارتباط من با شما صرفا در حدود «دعوت‏» و «اجابت‏» بوده و بس‏».

فلسفه و حکمت این اندازه تسلط شیطان بر بشر،«اختیار» انسان است. مرتبه وجودی انسان ایجاب می‏کند که حر و آزاد و مختار باشد. موجود مختار همواره باید بر سر دو راه و میان دو دعوت قرار گیرد تا کمال و فعلیت‏خویش را که منحصرا از راه «اختیار» و «انتخاب‏» بدست می‏آید تحصیل کند.

از جهان دو بانگ می‏آید به ضد            تا کدامین را تو باشی مستعد

 آن یکی بانگش نشور اتقیا             و آن دگر بانگش نفور اشقیا

در جهان بینی اسلامی هیچ موجودی، نقشی در آفرینش به صورت استقلال ندارد. قرآن برای هیج موجودی استقلال قابل نیست و هر موجودی هر نقشی را دارد بصورت واسطه و مجرا واقع شدن برای مشیت و اراده بالغه الهیه است.

قرآن برای فرشتگان نقش واسطه بودن برای انفاذ مشیت الهی در خلقت قائل است ولی برای شیطان حتی چنین نقشی نیز قائل نیست تا چه رسد به آنکه او را در خالقیت مستقل بداند؛ آنچنانکه در اوستا اهریمن خالق مستقلی است در برابر آهورا مزدا.

از این رو اینکه معمولا کلمه شیطان را در ترجمه متون اسلامی به «اهریمن‏» یا «دیو» ترجمه می‏کنند، غلط فاحش است.

کلمه شیطان مرادفی در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید.

شیطان ازنظر قرآن به هیچ وجه قطبی درمقابل خداوند نیست‏حتی قطبی برابر فرشتگان که به اذن پروردگار دست اندرکار خلقت‏اند و مجری مشیت الهی در آفرینش اشیاء نیز نیست.

به طور کلی تصور مردم ما از «جن‏» با تصویری که قرآن از جن می‏دهد متفاوت است جن در قرآن موجودی است مانند انسان و مکلف به تکالیفی ماننند تکالیف انسان ولی موجودی نامرئی؛ اما جن در تصور عامه مردم موجودی است در ردیف فرشته، قرآن جن را با انس (انسان) ردیف می‏کند و عامه مردم با فرشته.

شیطان به نص قرآن از نوع جن است. در جهان بینی اسلامی فرشتگان نقشی اجرائی در نظام تکوین دارند برخلاف جن که از این نظر هیج نقشی ندارد.

شیطان از نظر قرآن مصداق الذی احسن کل شی‏ء خلقه. (3) و همچنین مصداق رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (4) است.

وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است و به موجب همان حکمت و مصلحت‏شیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و مطلق.

از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن خدا خودش به شیطان پست‏«اضلال‏» و «گمراه سازی‏» را اعطاء فرموده است. در این باره قرآن کریم می‏فرماید:

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیهِمْ بِخَیلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا (5)

دراینجا خدا شیطان را مخاطب ساخته به وی فرمان می‏دهد که:

«هر که از فرزندان آدم می‏توانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامت‏بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده؛ شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمی‏دهد.

گوئی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال اعلام می‏دارد آنجا که می‏گوید:

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ. (6)

«به این سبب که مرا گمراه ساختی بر سر راه ایشان خواهم نشست آنگاه از پیش رو و از پشت‏سرشان و از راست و از چپشان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت.»

البته معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان در این پس همان است که قبلا اشاره شد و نه بیشتر یعنی هیچگونه اجبار و الزامی نسبت‏به بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه‏» است و «دعوت‏» است و «تزیین‏» است و «تسویل‏».

تذکر این نکته لازم است که مقصود ما از اینکه تکوین از قلمروی شیطان خارج است این نیست که شیطان هیچ نقشی در تکوین ندارد .

نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است‏ به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن.

شیطان نه در نظان عرضی جهان، خالق مستقل بخشی از موجودات قطبی در برابر خداوند است و نه در نظام طولی جهان مانند فرشتگان نقشی از تدبیر و اداره کائنات به او سپرده شده است، و نه تسلطش بر بشر در حدی است که بتواند او را به آنچه می‏خواهد مجبور نماید.

آری! قرآن برای شیطان و جن نقشی در تکوین قائل است اما مجموعا از نقش انسان برتر و بالاتر نیست.

مقصود اصلی ما از این بحث این است که قرآن مساله شیطان را به شکلی طرح کرده است که کوچک‏ترین خدشه‏ای بر توحید ذاتی و اصل لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ (7) همچنین بر توحید در خالقیت و اصلأَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ (8) ، قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ (9) وَلَمْ یكُنْ لَهُ شَرِیكٌ فِی الْمُلْكِ (10) وارد نمی‏سازد. (11)

---------------------

1- نحل / 99 و 100

2- ابراهیم / 22

3- سجده / 7

4- طه / 50

5- اسراء / 64

6- اعراف / 16 و 17

7- شوری / 11

8- اعراف / 54

9- رعد / 16

10- اسراء / 111

11- برای بحث‏شیطان رجوع شود به تفسیر «المیزان‏» جلد8 صفحات 34 - 58 ذیل آیات اول سوره اعراف؛ و به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران‏» تالیف نگارنده این کتاب

منبع : مجموعه آثار جلد 1، مرتضی مطهری

فرآوری : تبیان


نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ جمعه 29 خرداد 1388 - 07:02 | نظر شما [0] | لينک ثابت


پيامبر(ص) چگونه قرآن مي خواند؟

كيفيت قرائت پيامبر اكرم(ص)

 قرائت ترتيل

قرآن كريم چنان كه از قرائت جبرئيل به نحو ترتيل ياد نموده است، پيامبر اكرم(ص) را نيز به اينگونه قرائت امر كرده است؛ در سوره مزمل مى‏فرمايد: «و قرآن را بصورت «ترتيل» و قرائت كن.»(1)

روشن است كه پيامبرى كه قبل از هر چيز افتخار بندگى پروردگار خويش را دارد، به امر الهى گردن نهاده و به گونه ترتيل قرائت مى‏نموده است.

در آيه شريفه ديگر قرائت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم قرائت همراه با تأنى و مَكث ذكر شده است، در سوره مباركه اسراء مى‏فرمايد:

«و قرآنى را جزء جزء بر تو نازل كرديم تا آنرا بتدريج و تأنى بر مردم قرائت نمايى»(2)

با توجه به تعبير «لتقرأه على الناس على مكث» كه در اين آيه آمده است و با نظر به تفاسير اين آيه ظاهرا «قرائت على مُكث» همان قرائت ترتيلى است(3)، گرچه بعضى از اين تعبير، صرف تدريج در قرائت و تنجيم قرآن را فهميده‏اند.(4)

حقيقت حُسن صوت، كرامت و موهبت الهى است و به همين جهت نيز امام صادق عليه السلام تمام پيامبران خداوند را داراى چنين موهبتى معرفى مى‏نمايد

قرائت ترجيع

قرائت ديگرى كه از پيامبر حكايت شده است «قرائت همراه با ترجيع» است، اين نوع قرائت بر خلاف قرائت ترتيل، تنها در نقل واقعه‏اى خاص وارد شده است. در صحيح مسلم آمده است كه:

«شعبه از معاوية بن قرة نقل كرد كه وى گفت: از عبداللّه بن مغفل مزنى شنيدم كه مى‏گفت: پيامبر اكرم(ص) در سال فتح (مكه) در ميانه راه سوار بر مركب خويش سوره فتح را قرائت نمود، پس در قرائت خويش ترجيع نمود.

معاويه (بن قرة) گفت: اگر ترس اجتماع و ازدحام مردم را نداشتم، هر آينه بر شما قرائت پيامبر را حكايت مى‏نمودم.»(5)

از قسمت پايانى حكايت فوق، حُسن و جذابيت زايد الوصف پيامبر اكرم (ص) نيز بدست مى‏آيد؛ چرا كه راوى ضمن اظهار اطلاع از نحوه قرائت پيامبر (ص)، عدم حكايت آن را ترس از ازدحام مردم اعلام مى‏كند.

البته بعضى كه مطلق «صوت مرجَّع» را موضوع حرمت غناء دانسته‏اند، در مقام توجيه روايت فوق و حمل برخلاف ظاهر بر آمده‏اند. محمد بن احمد قرطبى از قول بعضى ديگر، ترجيع در قرائت پيامبر را به جهت حركت مركب و در نتيجه امرى غير ارادى دانسته است(6)؛ اما پر واضح است كه اگر مقصود از نقل فوق اينگونه بود، بجاى تعبير «فرجَّع فى قرائته» از تعبير «رُجِّع قرائته» بايد استفاده مى‏شد.

قرائت حَسَن

در روايات زيادى، پيامبر اكرم (ص) داراى «قرائت حسن» و «صوت حسن» معرفى شده است. حتى قريش كه در اوايل بعثت دشمنى و عناد آشكار با پيامبر اكرم (ص) و خداى او داشتند و چون نام خداى برده مى‏شد مى‏گريختند (به جهت عداوت)، اما هنگامى كه پيامبر اكرم (ص) در نيمه‏هاى شب به قرائت قرآن مى‏پرداخت، پنهانى به قرائت وى گوش مى‏سپردند. على بن ابراهيم قمى در ذيل آيه شريفه چهل و ششم سوره اسراء(7) اينگونه روايت كرده است:

«هنگامى كه پيامبر خدا (ص) شب را به قرائت قرآن سپرى مى‏كرد بجهت زيبايى قرائتش، قريش با علاقه فراوان پنهانى به صدايش گوش سپردند. و هنگامى كه آيه شريفه بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم را قرائت مى‏فرمود (بجهت عداوت با خداوند) از نزد او مى‏گريختند.»(8)

در روايت ديگر پيامبر اكرم (ص) نه تنها خوش صدا، كه خوش صداترين مردم در قرائت قرآن معرفى شده است(9)؛ در حقيقت حُسن صوت، كرامت و موهبت الهى است و به همين جهت نيز امام صادق عليه السلام تمام پيامبران خداوند را داراى چنين موهبتى معرفى مى‏نمايد.(10)

قرائت حسن، مى‏تواند وصف لازم هر كدام از قرائت‏هاى ترتيلى و ترجيعى قرار گيرد و قرائت احسن نيز بيانگر مرتبه والايى از قرائت ترتيل و يا ترجيع است.

هر مرتبه‏اى از حسن قرائت داراى تأثير خاصى است و مراتب والاى آن، نه تنها شنوندگان را مجذوب كه آن‏ها را مدهوش مى‏كند. پيامبر(ص) كه احسن الناس صوتا بوده است. از حُسن قرائتش بجهت رعايت حال مردم شنونده مى‏كاسته است. اين نكته از بيان حضرت امام كاظم (ع) به دست مى‏آيد. هنگامى كه حضرتش به توصيف قرائت جدشان على بن الحسين پرداختند از ايشان سئوال شد كه: آيا اينگونه نبود كه پيامبر خدا(ص) با مردم نماز مى‏خواند و (در حين نماز) صداى خويش را به قرائت قرآن بلند مى‏كردند(11)؟ حضرت كاظم در جواب فرمودند:

«پيامبر اكرم (ص) فقط به مقدار طاقت مأمومين با آن‏ها رفتار مى‏كرد.»(12)

مفهوم اين عبارت آن است كه گرچه پيامبر اكرم (ص) قدرت آفريدن قرائت مدهوش كننده را داشته است، اما بجهت رعايت حال مستمعين (خصوصا در حين نماز) از حُسن قرائت خويش مى‏كاسته است. نكته ديگر كه از اين كلام به دست مى‏آيد آن كه قرائت زيبايى كه موجبات صعقه و طرب را فراهم آورد، فى نفسه ممنوعيتى ندارد و پيامبر اكرم اگر چنين قرائتى را در نماز نمى‏كردند، صرفا بجهت عنوان ثانوى (رعايت حال مردم) بوده است نه ممنوعيت آن قرائت به عنوان اوّلى.

تذكر اين نكته در پايان قرائت‏هاى منقوله از پيامبر لازم است: قرائت حسن، مى‏تواند وصف لازم هر كدام از قرائت‏هاى ترتيلى و ترجيعى قرار گيرد و قرائت احسن نيز بيانگر مرتبه والايى از قرائت ترتيل و يا ترجيع است. قرائت ترتيل و ترجيع نيز امكان تصادق در فرد واحد را دارند؛ اما اكنون بجهت استيفاى عناوينى كه در قرائت پيامبر آمده است به جداسازى هر يك مبادرت گرديد. رابطه انواع و قرائات فوق و قرائات ديگر در ادامه مقال خواهد آمد.

----------------------

(1) ورتل القرآن ترتيلاً. مزمل، آيه 4.

(2) و قرانا فرقناه لتقرأه على الناس على مكث، اسراء، آيه 106.

(3) ر.ك: شيخ الطائفه ابو جعفر بن الحسن الطوسى، التبيان فى تفسير القرآن (بيروت، دارالحياء التراث العربى) ج 6، ص 530؛ و شيخ اسماعيل حقى البرسودى، تفسير روح البيان (بيروت داراحياء التراث العربى) ج 5، ص 210؛ و امام فخر رازى، التفسير الكبير (بيروت، دار احياء التراث العربى) ج 21، ص 61

(4) رك: محمد بن احمد الانصارى القرطبى، الجامع لاحكام القرآن (تفسير قرطبى) (بيروت، دار احياء التراث العربى) ج 10، ص 340.

(5) صحيح مسلم بشرح النووى (بيروت داراحياء التراث العربى، 1404) ج 6، ص 78ـ 81.

(6) محمد بن احمد قرطبى، پيشين، ج 1، ص 13.

(7) و اذا ذكرت ربك فى القرآن وحده ولوا على ادبارهم نفورا، اسراء، آيه 46.

(8) على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى (قم، مؤسسه دارالكتاب، 1378 ق) ج 2، ص 20، متن روايت اينگونه است: «كان رسول اللّه اذا تهجد باالقرآن تسمّع قريش لحسن قرائته و كان اذا قرا بسم اللّه الرحمن الرحيم فرّوا عنه.»

(9) عن الباقر عليه السلام: «ان رسول اللّه(ص) كان احسن الناس صوتا بالقرآن»، محمد بن مسعود عياشى، تفسير العياشى (تهران، مكتبة العلمية الاسلامية) ج 2، ص 259.

(11) عن الصادق عليه السلام: «ما بعث اللّه نبيا الاحسن الصوت» محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة (قم، مركز نشر دفتر تبليغات اسلامى) ج 8، ص 83 به نقل از اصول كافى ج 2، ص 616.

(12) مقصود سائل آن است كه اگر قرائت امام چهارم موجب صعقه مردم مى‏گرديده است پس چگونه مردم قرائت پيامبر راى مى‏شنيدند و چنين حالتى بر آن‏ها عارض نمى‏شد؟

منبع : تبيان


نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ جمعه 29 خرداد 1388 - 07:02 | نظر شما [0] | لينک ثابت


راهکارهاي عملي براي ديدار امام زمان!

اگر چه قابل انكار نيست كه راههايى براى ديدن امام زمان، عليه‏السلام، وجود دارد، اما بايد دانست كه ديدار آن بزرگوار، آن هم در دوران غيبت، يك اصل اساسى و ضرورى نيست. در زمان ظهور پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، و حضور امامان بزرگوار، عليهم‏السلام، نيز بسيارى از پيروان صادق و شيعيان راستين بودند كه حتى براى يك بار هم توفيق ديدار نيافتند.

آنچه در دوران غيبت، اصل اساسى و وظيفه شيعيان به شمار مى‏رود، انتظار صادقانه و كسب آمادگيهاى لازم براى يارى رساندن به امام زمان، عليه‏السلام، و همراهى با او در احياى ارزشهاى اسلام و قرآن است.

كسى كه همواره در حالت انتظار به سر مى‏برند و با اصلاح خويش، نسبت‏به پيروى و اطاعت از مولاى غايب خود اصرار مى‏ورزد، اگرچه بظاهر امام زمان، عليه‏السلام، را نبيند، ولى همواره خود را در محضر او، و وجود گرامى او را در كنار خويش احساس مى‏كند.

در روايت آمده است كه: «هركس در انتظار قائم، عليه‏السلام، به سر برد، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان، عليه‏السلام، و در خدمت او باشد»

به گونه‏اى ديگر مى‏توان گفت: اگر مقصود ما از ديدار امام زمان، عليه‏السلام، فقط ديدن چهره او باشد، بدون اينكه از معنويات حضور شريفش بهره‏اى برگيريم و با مدد تعاليم او به مقام قرب و اطاعت‏خدا نزديكتر شويم، اين خود يك خسارت بزرگ است.

و اگر مقصود ما آشناتر شدن دلمان با نور محبت و ولايت او و شدت يافتن عزيمت و تلاشمان براى اطاعت و فرمانپذيرى از خداست، اين خود بدون ديدار آن حضرت نيز حاصل مى‏آيد.

بايد دانست كه ديدار آن بزرگوار، در دوران غيبت، يك اصل اساسى و ضرورى نيست.

كسى كه با نقش امام زمان، عليه‏اسلام، در شريعت آشناست و فرمايشها و دستورات آن بزرگوار را مى‏شناسد و به آنها عمل مى‏كند، بدون ترديد مورد عنايت آن مولاى موعود است و چه بسا در فرصتى پيش‏بينى نشده توفيق ديدن و شناختن او را نيز پيدا كند.

اما كسى كه بدون توجه به حقوق امام زمان، عليه‏السلام، و بدون رعايت تكليف خود نسبت‏به او، همواره فقط در جستجوى ديدن امام زمان، عليه‏السلام، است، اگرچه آن حضرت را ببيند، از اين جستجو و ديدار بهره‏اى بايسته نخواهد برد.

البته همواره شيفتگانى سوخته‏دل و عاشقى پاكباخته بودند و هستند كه پس از طى مراحل عالى معرفت و اطاعت از مولا، و به دنبال مبارزه‏هاى طولانى با نفس و پشت پا زدن به جلوه‏هاى رنگارنگ و دلفريب دنيا، دم از اشتياق جانكاه و شوق هستى سوز خود نسبت‏به ديدار آن حجت الهى زده و مى‏زنند.

در آن مرحله، خود اين عشق و اشتياق راهگشاست، و آن محبوب حقيقى، خود راه ديدار را نشان مى‏دهد، و به وعده‏گاه وصال دعوت مى‏فرمايد. زيرا مسلم است كه محبت و شوق آن بزرگوار نسبت‏به آنان، شديدتر و فراوانتر از محبت و شوق آنان نسبت‏به اوست.

با اين همه باز هم پذيرفتنى است كه مردم عادى نيز در پى كسب فضيلتى يا به منظور برآورده شدن حاجتى، انگيزه ديدار آن پيشواى عالميان را داشته باشند. در اين زمينه:

× تصميم صادقانه بر ترك گناه يا گناهانى خاص،

× پيمان انجام هميشگى كارى استحبابى همچون نماز اول وقت،

× استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه،

× زياد صلوات فرستادن و دعا براى تعجيل فرج نمودن،

× تداوم هر روزه دعاى عهد و دعاى فرج،

× مقيد بودن به دعاى ندبه و زيارتهايى خاص همچون زيارت «آل يس‏»،

× دوره كردن قرآن كريم و حج‏بيت‏الله‏الحرام به نيابت از آن حضرت،

× رفتن به زيارت معصومين، و مساجدى چون سهله و جمكران و انجام اعمال آن طى 40هفته،

× خواندن آيات و رواياتى ويژه پس از هر نماز.

راههاى تجربه شده و وسايلى مورد اطمينان هستند كه در فرمايشهاى خود امام زمان، عليه‏السلام، يا امامان ديگر، عليهم‏السلام، مورد تصريح قرار گرفته، يا از بررسى تشرفات برخى صالحين قابل استنتاج مى‏باشد.

 هركه در انتظار قائم باشد همچون كسى است كه در خيمه ايشان و در خدمت او باشد

در طلب ديدار امام زمان، عليه‏السلام، شايسته است‏به نكاتى چند توجه شود:

1. اعتماد به عنايت الهى.

2. ترك انگيزه‏هاى مادى و دنياگرايانه.

3. پرهيز از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روان و بدن دارد.

4. پرهيز از عزلت و كناره‏گزينى و بى‏توجهى به مسؤوليتهاى اجتماعى.

5. اجتناب از تماس گرفتن با افرادى كه در لباسهاى گوناگون، اين ابزار

مقدس را دستمايه اهداف دنيايى و مقاصد ناصواب خويش قرار داده‏اند.

6. نااميد نشدن از تاخير فيض ديدار به خاطر مصلحتهايى خاص.

7. عدم نگرانى از برآورده نشدن حاجتى كه ممكن است در علم الهى امام، به ضرر انسان باشد.

8. مراقبت نسبت‏به ناديده گرفته نشدن كامل اسباب و علل عادى،

و خارج نشدن زندگى انسان از مسير ديانت و عرف دينداران.

9. تلاش براى ايجاد قابليت و شايستگى لازم در جهت استمرار عنايت و فيض ديدار.

10. همت والا داشتن و ارزش شايسته نهادن به نعمت جستجو و ديدار، در راستاى

بهره‏گيرى معنوى و الهى و اكتفا نكردن به حاجتهاى مادى و بهره‏هاى زودگذر.

 

اللهم ارنى الطلعة الرشيدة والغرة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منى اليه

منبع : معاونت فرهنگى مسجد مقدس جمكران


نوشته شده توسط mohammad moshtaghian در تاريخ جمعه 29 خرداد 1388 - 07:02 | نظر شما [0] | لينک ثابت

صفحات وبلاگ : صفحه 1 از 29

صفحه

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

منوی اصلي

جستجو در








دسته بندی مطالب

آرشیو مطالب

لینک دوستان

ورودیهای وبلاگ

پيام نگار

امکانات





نظرسنجي

بازي ايكس1